![]() |
![]() |
|
| زندگی من |
۸ ماهگی- وقتی آرتین دندون در آورد ۶ماهگی-کلاه روسی ۴ماهگی- لپ بادکنکی ۳ماهگی- آرتین لخت وقتی یه کوچولوی بهشتی پا به جهان گذاشت.
این عکسها رو گذاشتم که بگم عشق کوچولوی ما داره بزرگ میشه و هر روز شیرین تر از دیروز. متاسفانه برای درست کردن آلبوم به مشکل بر میخورم.اگر بلدید کمکم کنید(در مرحله پست آلبوم آپلود شده) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت توسط نسیم |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت توسط نسیم |
|
|
شيرين كاريهاي آرتين 1.شيششكي البته فكر نكنيد پسرم بي ادبه اين كارو براي جلب توجه و خوشحالي كردن انجام ميده تا يادش ميره اطرافيان مهربونش دوباره يادش ميدن. 2.غرغر كردن و ايجاد اصوات خوشايند وقتي با خودش بازي ميكنه حسابي سروصدا ميكنه ويا وقتي ميخواد با يه نفر ايجادارتباط كنه او او ميكنه.دد و ب ب هم گاهي كه ميخواد خيلي حال به ما حال بده ميگه كه ما براش غش و ضعف كنيم. در مورد جيغ كشيدن با اينكه خيلي صداي پسرم قشنگه اما گاهي زيادي روي ميكنه كه ما نگران دو رگه شدن صداش ميشيم. 3.سينه خيز رفتن و چهار دست و پا مثل فرفره.سينه خيز ميره البته وقتي بخواد دنبال كسي راه بيافته ويا با چندتا ميوه براي جلو آمدن گولش بزنيم. چهار دست و پا هم دو قدم ميره خسته ميشه و بعدولو ميشه .سرشو میزاره زمین خستگی در میکنه دوباره راه میافته. 4.مو كشيدن و چنگ انداختن پسرم از الان داره تمرين ورزش هاي رزمي ميكنه كه اينم به خاطر وفور جنس مذكر در اطرافشه(عمو و دايي) وبه اين ترتيب بي ثمر شدن فعاليتهاي من و مامان بزرگاش براي مهربون تر شدنش .(مثل بوس كردن و ناز كشيدن) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت توسط نسیم |
|
|
خیلی وقته که این وبلاگو باز کردم اما واقعا نمیرسیدم بنویسم .بلاخره تصمیم گرفتم این سد رو بشکنم.دیگه امتحانام تموم شده و وقت سر خاروندن پیدا کردم.این ترم ۱۰ واحد داشتم که درسهای عملی روزنامه نگاری تحقیقی و اس پی اس اس هم شاملش میشد.یه وبلاگ گروهی باز کردیم و خلاصه هر کدوم از بچه ها کلی مطلب ارائه کردن یا برای علاقه بود یا نمره؟
این ترم یه تغییر عمده در واحد علوم تحقیقات رخ داد مدیریت گروه ارتباطات از آقای دکتر فرهنگی به دکتر سلطانیفر منتقل شد وقرار شده از اساتید دانشگاهای دیگه استاد دعوت کنند.اولین اقدامشونم دعوت دکتر مهدی زاده از علامه بود. دیگه از کار هم بگم که خیلی وقت آدمو می گیره .خلاصه فرصت نمیشد.اول میخواستم فقط روزنگار ارتین باشه از زبون خودش اما بعد تصمیم گرفتم روز نگار آرتین و مامان آرتین باشه.هم از پسرم بگم هم از خودم. دیروز پسرمو بردیم دسته ببینه .لباس سقایی تنش کردیم و چندتا عکس ازش گرفتیم.میخواستیم فیلم هم بگیریم که اونقدر دیررفتیم که دسته ها رفته بودن.همیشه وقتی خودشو تو آینه می بینه خوشحالی می کنه دیروز با دیدنه خودش با اون لباس خیلی خوشحالی میکرد.عکسهاشو حتما میزارم ببینید. دقیقا هفته پیش همین موقع آرتین دوتا دندون خوشگل از پایین درآورد فعلا .تا بعد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت توسط نسیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
نسيمك قوي سياه رها تصوير مخفي ياسمينا همان گونه كه هست |
|
RSS
|