![]() |
![]() |
|
| زندگی من |
|
خیلی وقته که این وبلاگو باز کردم اما واقعا نمیرسیدم بنویسم .بلاخره تصمیم گرفتم این سد رو بشکنم.دیگه امتحانام تموم شده و وقت سر خاروندن پیدا کردم.این ترم ۱۰ واحد داشتم که درسهای عملی روزنامه نگاری تحقیقی و اس پی اس اس هم شاملش میشد.یه وبلاگ گروهی باز کردیم و خلاصه هر کدوم از بچه ها کلی مطلب ارائه کردن یا برای علاقه بود یا نمره؟
این ترم یه تغییر عمده در واحد علوم تحقیقات رخ داد مدیریت گروه ارتباطات از آقای دکتر فرهنگی به دکتر سلطانیفر منتقل شد وقرار شده از اساتید دانشگاهای دیگه استاد دعوت کنند.اولین اقدامشونم دعوت دکتر مهدی زاده از علامه بود. دیگه از کار هم بگم که خیلی وقت آدمو می گیره .خلاصه فرصت نمیشد.اول میخواستم فقط روزنگار ارتین باشه از زبون خودش اما بعد تصمیم گرفتم روز نگار آرتین و مامان آرتین باشه.هم از پسرم بگم هم از خودم. دیروز پسرمو بردیم دسته ببینه .لباس سقایی تنش کردیم و چندتا عکس ازش گرفتیم.میخواستیم فیلم هم بگیریم که اونقدر دیررفتیم که دسته ها رفته بودن.همیشه وقتی خودشو تو آینه می بینه خوشحالی می کنه دیروز با دیدنه خودش با اون لباس خیلی خوشحالی میکرد.عکسهاشو حتما میزارم ببینید. دقیقا هفته پیش همین موقع آرتین دوتا دندون خوشگل از پایین درآورد فعلا .تا بعد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت توسط نسیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
نسيمك قوي سياه رها تصوير مخفي ياسمينا همان گونه كه هست |
|
RSS
|